نمونه ی طرح درس (فارسی دوم )

به نام خدای یکتا

عنوان :بخوانیم            موضوع درس :نوروز       زمان :5 4دقیقه         پایه : دوم

تعداد فراگیران :                         مجری طرح :                        دبستان :

اهداف درس :

هدف کلی : آشنایی بیشتر با آداب و رسوم ملی  و تقویت مهارتهای چهارگانه ی زبان آموزی

ا هداف جزیی :

1-آشنایی با بعضی از مراسم ملی از قبیل نوروز – جشن نیکوکاری – زیارت آرامگاه شهیدان –  عیدی -سیزده بدر و سفره ی هفت سین

2- واژه سازی با کلمه ی" کار"

 اهداف آموزشی :

آشنایی دانش آموزان با واژه ی نوروز

آشنایی دانش آموزان با آداب و رسوم کشور ایران

آشنایی با مراسم عید نوروز به عنوان اولین روز سال

 آشنایی با عید باستانی نوروز و مراسم مربوط به آن به عنوان عید بزرگ ملی

آشنایی با جشن نیکوکاری

 آشنایی با تحویل سال

خواندن متن درس به صودت روان و خوانا

بیان هفت چیز که نام آنها با سین شروع می شود .

همکاری با اعضای خانواده برای انجام کارهای نوروز

ایجاد علاقه نسبت به عید نوروز

 شرکت در جشن نیکوکاری با علاقه

 با علاقه و انگیزه در بحث شرکت می کند .         وخواندن دعا  بر سر سفره ی هفت سین

 

 مفاهیم کلیدی :                     نوروز – تحویل سال – سال کهنه

روش یاددهی یادگیری :         بارش مغزی –پرسش و پاسخ

وسایل کمک آموزشی :           کتاب – گچ – تخته سیاه

فعالیتهای مقدماتی :

معلم :     سلام و احوال پرسی –حضور و غیاب- گفتن و نوشتن نام خدا روی تابلو – ذکر روز هفته- بررسی وضعیت جسمی و            روحی فراگیران  و اعلام تقویم روز و دیدن تکالیف روز قبل

 فراگیر : سلام و احوال پرسی و گفتن نام خدا و ذکر روز سه مرتبه

سنجش آغازین :

معلم این سوالات را از درس قبل می پرسد .

1-  پرچم ایران چند رنگ دارد ؟

      2-آیا پرچم کشورها با هم فرق دارند ؟

 ایجاد انگیزه :

با شنیدن صدای در کلاس یکی از دانش آموزان با گذاشتن کلاهی بر سر به صورت عمو نوروز در آمده و وسایل سفره ی هفت سین را برای دانش آموزان به کلاس می آورد . سپس معلم با کمک بچه ها سفره ی هفت سین را روی میز می چیند  و تزیین می کند.

ارائه ی درس:

معلم کلمه ی نوروز را روی تابلو می نویسد و از دانش آموزان می خواهد که درباره ی آن خوب فکر کنند و هر چه درباره ی نوروز به ذهنشان می خورد بگویند. بعد از 5 دقیقه معلم از آنان می خواهد که جملات خود را درباده ی نوروز بیان نمایند و معلم جملات آنان را روی تابلو می نویسد و جمله های اضافی را پاک می کند.بعد دانش آموزان را راهنمایی می کند که  مطالبی که نگفته اند بیان کنند و مطالب مربوط به درس کامل شود.

سپس از آنان می خواهد کتابها را باز کنند و از روی درس  می خواند. در پایانم از آنها می خواهد کلماتی را که معنای آن را نمی دانند بپرسند و در رابطه با تصاویر کتاب بحث و گفتگو می کنند.

ارزشیابی از فرایند یاددهی و یادگیری :

معلم سوالاتی را در رابطه با درس می پرسد . مثلا چرا به سفره ی تحویل سال نو هفت سین می گویند؟

 فعالیت خارج از کلاس :

کشیدن سفره ی هفت سین روی برگه ی نقاشی و تزیین آن با کاغذ رنگی .

 

چرا کار معلمی دشوار است ؟

چرا کار معلمی دشوار است ؟

  

با این اصل فلسفی که جمع اضداد محا ل است بهتر می توا ن به پاسخ دست یافت چرا

 

که نمی شود هم روز باشد وهم شب یا همزمان یا خواب بود وهم بیدار واین از بدیهیات

 

است که نیاز به استدلال پیچیده ای ندارد.اما این اصل بدیهی در مورد انسان صادق نیست .وآدمی جمع اضداد است .

 

آدمی هم از بعد جسمی( که خداوند حکیم به خود آفرین می گوید) جمع آب و آتش وخاک و باد است که در طبیعت مخا لف هم عمل می کنند و هر کدام دیگری را خنثی یا ازبیبن می برد .وهم از بعد رفتاری موجودی است که می تواند  وانمود کند به رفتارهایی که تما یلی به انجام آن ها ندارد .و رفتار  متفاوتی در دو موقیت مشابه از او سر می زند.

 

به عنوان مثا ل می توان از ناصرالدین شاه قاجار نام برد که دو شخصیت متفاوت داشت  بااینکه شاعر بود وشعرا طبع لطیفی دارند اما از قصاوت قلب هم برخوردار بود به گو نه ای که هنگام حکم قتل متهمی  حتی  به او اجازه ی دفاع هم   نمی داد .که در تاریخ قاجار نمونه های فراوانی ذکر شده است .

 

در ادبیات هم نمونه های بی شماری داریم که اشاره به شخصیت های متفاوت آدمی  دارد .

حافظ می فرماید :

 واعظان کین جلوه بر مهراب ومنبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

 

 

خداوند بزرگ برای هدایت این بشر  پیامبران خود را به معجزاتی عظیم مسلح می کرد وبعد آنها را برای هدایت  می فرستاد .با این حال اندکی از مردم ایمان می آوردند.

 

 در جلوی چشمشان مرده  زنده می شد ،کور بینا می شد  دریا می شکافت و صدها معجزه دیگر اما بسیاری به انکار قد علم می کردند تا آن جایی که کمر به قتل پیامبر خدا می بستند .

 

پس اینجاست که دشواری کا ر معلم معلوم می گردد .  واین سولا ت ذهن  هر آدم منصفی رابه خود مشغول می کند که معلم چقد ر باید تلاش کند و چگونه باید این موجودپیچیده  (آدمی)را به  فلاح و رستگاری هدایت کند؟ به کدام یک از ابعاد وجودی اوتوجه بیشتری نماید ؟

 

 ازکدام راه می تواند براین لایه های تو در تو نفوذ کند ؟

 

 آدمی باید آزاد اندیش باشد .انسان را آزاد تربیت کنیم چون آدم متملق که هر ساعت رنگ عوض می کند به ما وجامعه ما آسیب می رساند .(سرگذشت گالیگولا ).

 

مهمترین واساسی ترین کار یک معلم ایجاد چا لش فکری است.انسان زمانی آزاده می شود وبه امورانسانی می پردازد که فکری آزاد داشته باشد آدمی اگر در بند هم باشد دارای اندیشه ای بلند  انسانی باشد آزاد است  وچه بسیار انسان هایی که به ظاهر آزادند اما به واسطه افکارشان دربندند .

  

 

حضرت علی (ع) می فرماید :

ما همانیم که می اندیشیم .

 

 

موریس مترلینگ می گوید :

آدمی ساخته ی افکار خویش است .فردا همان خواهد شد که می اند یشد.

 

 این معلم است که باید ساختار فکری دانش آموز را پایه ریزی کند وچنان در اندیشه ی آن نفوذ کند که رفتای پایدار ومطابق خواست جامعه برای تمام عمر در او شکل گیرد . ازبدی ها پرهیز کند و خوبی ها را پاسداری کند و در عمل نمایان سازد . 

 

هر درسی جسمی دارد و روحی ،که جسم آن همان دانش است و روح  و شالوده ی آن همان تفکر و اندیشه  است  که در آن پنهان است .

 

من معتقدم که تغییر در افکار که موتور محرک تغییر رفتار است حاصل عوامل بسیاری است که معلم باید همه را در برنامه ی خود بگنجاند و راهی برای تغییر اندیشه و رشدو ارتقاء متعلمین خود بیابد .و این راه باید  بهترین راه باشد.

 

 

امروزه با وجود ارتباطات گسترده ورسانه های جمعی فراوان که در آموزش وتربیت دخالت دارند جای  معلم و آموزش و پروش رسمی در کجای این دایره بزرگ در حوزه تعلیم وتربیت قرار دارد ؟نقش محوری معلم با این همه هجمه چه می شود ؟ آیا این همه نظریه که درباره تعلیم و تربیت  وجود دارد قابل اجرا است ؟وصد ها نمونه دیگر...

 

این گونه است که معلمی به واسطه ی سر و کار داشتن بااین چنین دشواری ها وموجودی با ابعادی این چنین گسترده ،کاری بس دشوار است و فهم چنین کار خطیری ازعهده ی همگان بر نمی آید .

 

ومعلمین عزیز نیز با پیروی از پیامبر عظیم و شأن اسلام حضرت محمد (ص) اجر خود را از  خدا بخواهند که بنده ی خدا را یارای درک این همه عظمت نیست .که اگر چنین بود امروزه دنیا گلستانی بود و آدمیزاد در آسایش .

  

 با آرزوی توفیق روز افزون برای معلمین عزیز

                                 یزدانی

آیا طرح مجتمع در آموزش وپرورش موفق بود ؟

آیا طرح مجتمع در آموزش وپرورش موفق بود ؟

سه سال پیش وزیر محترم آموزش وپرورش دستوربه تشکیل مجتمع آموزشی راصادر نمود وتا کنون این مجتمع ها با مشکلات فراوانی رو به رو شده است که می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1 - شتاب زدگی وندیده شدن کل کشور وشرایط محیطی سایر مدارس در طرح

2 هدر رفت بسیاری از نیروهای توانا ی آموزش وپرورش درپست مدیریت ومعاونت های  مجتمع

3- نا کار آمدی مدیریت مجتمع در سایر مدا رس تحت پوشش به علت عدم حضور به وقت ضرورت به واسطه ی دوری مدارس تحت پوشش تا مرکز مجتمع

4- بزرگتر کردن حجم اداری آموزش وپرورش با تشکیل ادارات کوچک تر با نام مجتمع

5 عدم انگیزه برای درگیر شدن معاونین مستقر در مدارس تابعه مجتمع به علت نبود اختیار در انجام کار

6 طولانی تر شدن روند بوروکراسی اداری

7 انجام نشدن درست کارها به دلیل قرار گرفتن کادر اداری مجتمع به جای مدیریت اداره ی آموزش وپرورش نه آسان کننده ی امر آموزش

8 اعمال سلیقه در سرانه مدارس به جای تراکم دانش آموزی

9 انتخاب مدارس کم جمعیت برای مراکز مجتمع و واگذاری مدارس شلوغ به یک معاون .در صورتی که این مدارس به علت شلوغی نیاز به کادر اداری کاملی دارند .

10 به علت نبود وسیله ی نقلیه مراجعه به مراکز مجتمع دشوار است .به خاطر استفاده از وسایل شخصی وعدم پرداخت هزینه توسط وزارت آموزش وپرورش معلمین ومعاونین سایر مدارس تحت پوشش تمایلی برای مراجعه دید نمی شود چرا که مراجعه به ادارات آسان تر از مجتمع است .

و دلایل بی شمار دیگر که حتما کارشناسان وزارت آموزش وپرورش از آن اطلاع کامل دارند .

 

انشا ءالله در روز های آتی مطالبی در این مورد در وبلاگ قرار خواهم داد .

 

یزدانی

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

همیشه خواستار مرگید بی آنکه آن را بخواهید

به نام خدا

میان آرزو های بی پایان سرگردانیم بی آنکه بدانیم انتهای این راه بی پایان کجاست .

عمر در پایان وما در آرزوی دیگریم             بار غفلت را به روی دوش هر جا می بریم

 

آدمی از روزی که به دنیا می آید با مرگ پیمان می بندد واین عهد را به فراموشی می سپارد ونمی داند که

این پیمان گسستنی نیست و با هر آرزویی که برای رسیدن به فردا ،هفته ،سال و... می کند آرزوی هرچه زود

تر رسیدن به مرگ را می کند .

و آدمی همیشه وبا عجله به دنبال مرگ خویش می گردد .

 

هیچ تا به حال فکر کرده اید همیشه خواستار مرگید بی آنکه آن را بخواهید ؟

 

امام علی (ع) در باره ی آرزو می فرماید :

 رمَنْ جَرى فِى عِنانِ اءَمَلِهِ عَثَرَ بِاءَجَلِهِ.

آن كه با زمام آرزويش حركت كند ناگهان با فرا رسيدن مرگش به زمين مى خورد.

 

اَلشَّقِىُّ مَنِ اغْتَرَّ بِحالِهِ وَانْخَدَعَ لِغُرُورِ آمالِهِ.

بـدبـخـت كـسـى اسـت كـه بـه حـال خـود مـغـرور شـود و بـا آمال و آرزوی دور فريب خورد.

 

وَ لا يَغْلِبَنَّكُمْ فيهَا الاَْمَلُ، وَ لاَ يَطُولَنَّ عَلَيْكُمْ فيهَا الاَْمَدُ.

مباداآرزوها بر شما در دنيا چيره شود، در صورتى كه دوران عمر و مهلت شما طولانى نيست .

 

 

پیری در بستر مرگ بود از او پرسیدند :به چه می اندیشی گفت : اگر فردا از جایم بلند شوم برای بزرگتر

کردن خانه ام خانه ی همسایه را می خرم و برای پنج سال آینده چند درخت گردو می کارم .تا خودم و نوه

هایم صبحانه نان وپنیر وگردو بخوریم. و...