چگونه از درس خواندن نتیجه ی بهتری بگیریم؟


نكاتي براي دستيابي به نتيجه دلخواه در امتحانات، ارائه روش هايي بسيار ساده در بالا بردن سرعت يادگيري، حفظ كردن و مطالعه. در فواصل زماني كوتاه اما پيوسته درس بخوانيد آمار نشان داده كه ذهن انسان در زمان هاي كوتاه و مكرر بسيار متمركزتر از زمان هاي طولاني عمل مي كند. بنابراين حتي اگر فقط ده دقيقه براي درس خواندن فرصت داريد، آن را به فواصل زماني كوتاهتر تقسيم كنيد. همچنين بهتر است پس از هر ده دقيقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهيد. از آنجا كه مغز انسان به منظور "ساخت پروتئين" و تجديد نيرو به زمان نيازمند است، اين روش كارايي بسياري دارد. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را مي دهد، در مقابل درس خواندن براي مدت زمان طولاني نه تنها كسالت آور است، بلكه باعث خستگي، ايجاد استرس و گيج شدن مي شود، در نتيجه قدرت يادگيري را كاهش مي دهد. با خيالي آسوده استراحت كنيد اگر زمان شما اجازه مي دهد به منظور تجديد قوا، يك روز كامل را به استراحت بگذرانيد. با اين كار ممكن است احساس عذاب وجدان كنيد و مرتبا با خود بگوئيد : "بايد امروز را هم درس مي خواندم" و زمان گرانبهايي را كه به استراحت تخصيص داده ايد، با استرس سپري كنيد. اما همانطور كه در بالا اشاره شد، فراموش نكنيد كه در حالت استرس مغز اطلاعات جديد را جذب نمي كند. يك روز را به فراغت بگذرانيد و احساس بدي از درس نخواندن خود نداشته باشيد. وضعيت جسمي خود را در نظر بگيريد در زمان هايي كه خسته، عصباني ، حواس پرت و شتاب زده هستيد درس نخوانيد. زماني كه مغز انسان در حالت آرامش است، مانند يك اسفنج اطلاعات را جذب مي كند، برعكس زماني كه استرس داريد، تلاش شما براي يادگيري بي فايده است، زيرا در چنين حالتي مغز اطلاعات را دفع مي كند. هيچگاه در زماني كه فكر شما به چيزهاي ديگري مشغول است، خود را مجبور به درس خواندن و يادگيري نكنيد، اين كار چيزي جز اتلاف وقت نيست. درس ها را در همان روز مرور كنيد زماني كه چيز جديدي ياد مي گيريد، سعي كنيد در همان روز نكات مهمش را دوره كنيد. با گذشت چند روز، براي يادآوري آن مطالب به تلاش بيشتري نياز خواهيد داشت. به هر حال يك مرور سريع در انتهاي روز، باعث ماندگاري بيشتر در مغز و يادآوري آسانتر مطالب خواهد بود.
مرحله به مرحله پيش برويد ممكن است باور نداشته باشيد كه هميشه از كل به جزء و از بزرگ به كوچك رسيدن ، روش كارايي در امر يادگيري در سنين مختلف است. در زمان درس خواندن ابتدا سعي كنيد يك درك كلي از مطلب داشته باشيد سپس وارد جزئيات شويد، با اين روش امكان موفقيت شما بيشتر مي شود. محيطي مناسب براي درس خواندن فراهم كنيد هميشه فراهم كردن محيط مناسب براي درس خواندن را در اولويت اول قرار دهيد. به طور مثال اگر به سكوت احتياج داريد، تمام سعي تان را براي ايجاد يك مكان دور از سر و صدا براي موفقيت در درس خواندن ، به كار بگيريد. ميزان خستگي مغزتان را در نظر داشته باشيد كاملا طبيعي است كه گاهي مغز انسان در اثر خستگي، مطالب را فراموش مي كند، اين امر هرگز بدان معنا نيست كه شما آدم كودني هستيد، به جاي عصباني شدن، سعي كنيد چنين حالتي را پيش بيني كنيد و با آن كنار بياييد. تصور كنيد كه مغز شما لايه هاي اطلاعات را به ترتيب روي هم مي چيند، با قرار گرفتن اطلاعات جديد در سطوح بالا، اطلاعات لايه هاي پايين تر كهنه شده و به آساني قابل دسترس نخواهند بود، بنابراين به فراخواني شما ديرتر جواب مي دهند، مرور كردن تنها روش جلوگيري از چنين پيشامدي است. با برنامه ريزي مناسب، درس خواندن را به عادت تبديل كنيد عموما اگر ساعات مشخصي از روز را براي درس خواندن برنامه ريزي كنيد، خيلي زود به آن عادت خواهيد كرد. بدون تخصيص ساعات مشخصي از روز، ممكن است هيچگاه وقت درس خواندن پيش نيايد. يك روش مناسب براي اين كار يادداشت كردن زمان در دفتر روزانه است، درست مثل اينكه از پزشك وقت گرفته ايد، مثلا در دفتر يادداشت خود بنويسيد : " 2 تا 4 بعد از ظهر– درس خواندن " هدف داشته باشيد يكي از دلايل اصلي كه باعث مي شود افراد به اهداف خود نرسند اين است كه معمولا آنها را دست نيافتني مي پندارند. در صورتي كه با برنامه ريزي و مديريت صحييح مي توان به كليه اهداف خود دست يافت. كافي است سعي كنيد فرق بين اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود را دريابيد، اهداف بلند مدت را مانند يك رويا در ذهن بپرورانيد و نگه داريد، در عين حال فعاليت هاي روزانه زندگي را به اهداف كوتاه مدت اختصاص دهيد. نااميدي دشمن يادگيري است افرادي كه دائما خود را به دليل كندي در يادگيري سرزنش مي كنند، حتي اگر پيشرفتي مناسب و قوه يادگيري بالايي داشته باشند، همواره در استرس به سر مي برند. در مقابل افرادي كه به خود و سرعت يادگيري شان اطمينان دارند، حتي اگر از هوش و استعداد كمتري نسبت به گروه قبل برخوردار باشند، نتيجه كارشان بهتر است، زيرا اين افراد انرژي خود را صرف نگراني و حساسيت هاي بي مورد نكرده ، آهسته و پيوسته پيش مي روند.
 

روشهاي فعال تدريس

پژوهش مقايسه اثر بخشي روش تدريس فعال و سنتي بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان مقطع ابتدایی آموزش و پرورش

 بيان مسئله:

روشهاي فعال تدريس به روشهايي اشاره دارد كه بتواند فعاليتهايي دانش‌آموزان را تقويت و يادگيري را به يك جريان دو سويه تبديل نمايد  ( فضلي خان ، 1378  )   بنابراين معلم بايد فراگيران را با مطالب يادگرفتني درگير سازد و راه و روش دانستن را به آنها بياموزد نه اينكه صرفاً به انتقال اطلاعات و معلومات اكتفا كند . بعضي اوقات ، معلمان مطالب زيادي را تدريس مي‌كنند ولي بعداً متوجه مي‌شوند دانش‌آموزان مي‌توانند حتي مقدار كمي از آنچه كه را كه مطرح شده است بازگو نمايند .راستي دليل اين امر چيست ؟ چرا، گاهي بعد از ارائه توضيح مفصل در مورد موضوعي فراگيران نمي‌توانند حتي بخش كوچكي از آن موضوع را بازيابي كنند ؟ چرا دانش‌آموزان بجاي درك معنائي مطالب ، به حافظه خود فشار مي‌آورند ؟   در پاسخ به اين سوالات مي‌توان بي توجهي معلمان به روشهاي ياددهي يادگيري يعني به كار نگرفتن روشهاي فعال در آموزش را دليل اصلي قلم داد كرد . به همين ، دليل ، كيفيت آموزشي در بسياري از مدارس از سطح مطلوب برخوردار نيست و دانش‌آموز اغلب مطالب را حفظ ، و پس از پايان يافتن امتحانات آنها را فراموش مي‌كند . بكارگيري روشهاي فعال تدريس باعث مي‌شود تا يادگيري تا عمق جان دانش‌آموزان رسوخ كند و نه تنها يافته‌ها و كشفيات خود را به سادگي فراموش نكنند بلكه در طول زندگي آن را به صورت كاربردي به كار ببرند .  در اين پژوهش مي‌خواهيم بدانيم آيا استفاده از روشهاي فعال تدريسبر ميزان موفقيت دانش‌آموزان كلاس سوم در درس علوم تجربي موثر است ؟ آيا اصولاً بين روشهاي تدريس فعال در موفقيت دانش‌آموزان با روشهاي تدريس غير فعال تفاوت وجود دارد ؟ لذا تحقيق حاضر در پي آن است تا تفاوت روش تدريس فعال با روش تدريس غير فعال را در درس علوم تجربي سوم راهنمائي از لحاظ پيشرفت تحصيلي مقايسه نمايد و به تشريح تعداد زيادي از اين روشها بپردازد .اهميت و ضرورت پژوهش:    در  بسياري مواقع شايد اين بخش به دور از واقعيت نباشد كه نه معلم مي‌داند محتوايي را چرا بايد درس بدهد و نه دانش‌آموز چرايي را انتخاب محتوا را مي‌داند نه معلم ‌مي‌داند محتوا را به چه روش صحيح و سودمندي تدريس نمايد و نه دانش‌اموز چگونه يادگرفتن را مي‌داند . معلم صرفاً درس مي‌دهد و فراگيران نيز به طور موقتي حفظ مي‌كنند ما فقط يادگرفته‌ايم درس بدهيم و دانش‌آموزان نيز آموخته‌اند كه تنها حفظ نمايند و چون و چرا مطالب را از ما بپذيرند  ( كيوانفر ، 1380).  آيا معلم به طور معمول ، پيش از تدريس ارزيابي مي‌كند كه هدف از تدريس اين مطالب چيست ؟ و آيا از خود مي‌پرسد اين محتوا چگونه بايد تدريس شود ؟ يا فقط به طور يكنواخت به روش حفظي و يادگيري طوطي وار مي پردازد . متن آموزشي كه در اختيار همه قرار دارد ، اما چگونگي تدريس مهم است . موفقيت معلم در استفاده از شيوه‌هاي فعال تدريس است . به اعتقاد محقق شيوه فرآيند ياددهي  - يادگيرياز خود موضوع درسي مهمتر است .  تدريس در گذشته بر اساس ديدگاه متخصصان تعليم و تربت به معني انتقال معلومات بوده اما صاحبنظران جديد تعليم وتربيت بر اين باورند كه معلم بايد روش دانستن را به دانش‌آموز بياموزد نه اينكه صرفاً به انتقال فرمولها و معلومات اكتفا كند معلم بايد دانش‌آموز را كمك كند تا خود تجربه كند و از طريق تجارب خود مطالب را فراگيرند ، لذا توجه به كيفيت و شيوه تدريس معلمان بايد امر بسيار ضروري و جدي تلقي شود و برنامه ريزان و مسئولان موظفند كه فرصتهاي لازم براي آشنائي هر چه بيشتر معلمان با روشها و الگوهاي جديد و خلاق تدريس را فراهم نموده ، و شرايط و امكانات را براي اجراي موفقيت آميز اين روشها آماده نمايند . امروزه بيساري از طراحان و مسئولان برنامه هاي آموزش و پرورش از شيوه هاي رايج تدريس ناراضي هستند و بدين سبب از نوآوري و نوگرايي در اين زمينه ، استقبال مي‌كنند كارائي روشها نظير : سخنراني ، انتقال اطلاعات از معلم به دانش‌آموز و به ياد سپاري و تأكيد بر محفوظات كه شالوده روشهاي سنتي تدريس است . مدتهاست مورد ايراد و پرسش قرار گرفته است . براي جبران كمبود‌هاي اين گونه روشها ، عده‌اي  از متخصصان استفاده از وسايل جديد كمك آموزشي مانند فيلم ، اسلايد ، نوارهاي ديداري و شنيداري را توصيه مي‌كنند و عده‌اي ديگر روشهاي بحثي و پرسش و پاسخ و انجام دادن آزمايشهاي انفرادي و گروهي را جانشين روشها قبلي كرده‌اند . از نتايج پژوهش مي‌توان در دوره هاي ضمن خدمت آموزش معلمان ، درتدريس درس روش و فنون تدريس در دانشگاهها و مراكزتربيت معلم استفاده نمود . بكارگيري اين روشها حتي به صورت كارگاهي در آموزش معلمان منجر به بهبود كيفيت تدريس مي شود . بنابراين اين تحقيق ضمن مشخص كردن ميزان تاثير روشهاي فعال تدريس بر پيشرفت تحصيلي دانش‌اموزان و مقايسه آن با روشهاي  فعال تدريس بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان و مقايسه آن با روشها غير فعال تدريس بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان و مقايسه آن با روشها غير فعال كوشش مي‌نمايند تا شرايط فيزيكي و رواني انجام چنين روشهايي را تبيين كند تا معلمين بتوانند با استفاده بجا از انواع روش تدريس فعال موجب رشد قوه تفكر ، خلاقيت ، اعتماد به نفس ، روحيه و جستجو گيري و سياسي ذهن دانش‌آموز بشنود . 1-   بررسي ميزان اثر بخشي روشهاي تدريس فعال و سنتيبر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان .2 . توجه به افزايش مسائل كيفي در مقابل مسائل كمي نظام آموزشي با توجه به اهميت قائل شدن به روشهاي تدريس فعال .3 .  برسي ميزان ارتباط بين روشهاي تدريس با پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان بر حسب درس .4.توجه ه ارتقاء مهارت و تخصص در معلمان در فراگيري روشهاي نوين تدريس ، بعنوان يكي از عوامل رشد و توسعه در آموزش و پرورش .5 اهميت قائل شدن به روشهاي تدريس فعال در آموزشهاي فعال ضمن خدمت معلمان بعنوان راهكارهاي عملي افزايش مهارت و تخصص  در   معلمان.اهداف جزئي :  بررسي تأثير روشهاي فعال تدريس در مقايسه با روشهاي غير فعال در موفقيت دانش‌آموزان در درس علوم تجربي كلاس: پنج پایه ابتدایی فرضيه ها  :  1.  بين موفيت تحصيلي دانش‌آموزان كلاس سوم راهنمائي كه درس علوم تجربي خود را از طريق روشهاي فعال تدريس ياد گرفته‌انددر مقايسه با دانش‌اموزان كه با روش تدريس تدريس غير فعال آموزش ديده‌اند ، تفاوت وجود دارد . 2.  روش تدريس فعال در مقايسه با روش تدريس غير فعال ( سنتي ) بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان موثر است. تعريف اصطلاحات و واژه‌ها روش:  راه انجام دادن هر كاري را روش مي‌گويند روش تدريس نيز عبارت است از راه منظم ، با قائده و منطقي براي ارائه درس مي باشد  .( صفوي ،1381 ).تدريس : عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم يا شاگرد ، بر اساس طرحي منظم و هدفدار معلم ، براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد  ( شعباني ، 1371) . اثر بخشي : حالات مطلوب اموري است كه سازمان در تلاش بدست آوردن آنهاست (آمتيساي اتزيوني )   پيشرفت تحصيلي  :كه در اين پژوهش نمرات بدست آمده دانش‌آموزان درس علوم تجربي است. تدريس فعال :به روشي اطلاق مي‌شود كه در آن فراگيران در جريان آموزش برانگيخته شده و در امر يادگيري مي‌كوشند در واقع معلم نقش راهنما و هدايت كننده را ايفا مي‌كند و يك ارتباط متقابل بين معلم و شاگرد وجود دارد . روش تدريس غير فعال :به روشي اطلاق مي‌ِود كه به صورت معلم محور برگذار شده و دانش‌آموزان منفعل بوده و نقش شنونده را دارند . دانش‌آموزان منضبط در اين كلاس ،دانش‌آموزي است كه ساكت باشد. فرآيند ياددهي فعال :فعاليتهاي است كه معلم در كلاس با كمك دانش‌آموزان انجام مي‌دهد تا امر يادگيري با معنا محقق شود . در اين تحقق فعاليتها عبارتند از درگير كردن دانش‌آموز در حل مسئله ، مشاركت خود دانش‌آموز در امر يادگيري و ايجاد تفكر انتقادي در دانش‌آموزان . يادگيري :تغييرات دائمي و پايداري كه در رفتار فرد بر اثر تجربه بدست آمده باشد  ( سيف ، 1368 ) .فرآيند : بر وقايع و روابط پويا ، جاري ، مستمر و پيوسته در حال تغيير ، اطلاق مي‌شود . طرح درس : برنامه ايست مدرن و سنجيده كه معلم قبل از تدريس براي يك جلسه  درس تهيه مي‌كند ( صفوي ، 1370 )بحث و نتيجه گيري :بين موفقيت تحصيلي دانش‌آموزان كلاس سوم راهنمائي كه درس علوم تجربي خود را از طريق روشهاي فعال آموخته‌اند در مقايسه با دانش‌آموزاني كه با روش تدريس غير فعال آموزش ديده‌اند در سطح 1% تفاوت وجود داشت . يعني تدريس به روش فعال مي‌تواند باعث افزايش پيشرفت تحصيلي در درس علوم شود . لذا فرضيه اول با 99 درصد اطمينان پذيرفته مي‌شود اين نتيجه با آزمون   t نيز تاييد شد . آموزش به شيوه فعال جنبه كاربردي علوم را مد نظر قرار داده است . يعني دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزان بايد در يادگيري به درجه‌اي برسند تا بتوانند از يافته‌هاي خود در مسائل جديد زندگي استفاده نمايند . به عبارت ديگر ، علمي كه فقط در حد محفوظات باشد و چند صباحي ديگر نيز از بين برود ارزش ندارد . لذا بايد در آموزش ، چگونگي تفكر كردن در مورد مسائل درس و زندگي به بچه‌ها ارائه شود نه اينكه دانش‌‌آموز بدون زحمت سوال و جواب هر قسمت را بخوانند و حفظ كنند . در اينصورت يادگيري طوطي‌وار اتفاق مي‌افتد . به نظر مي‌رسد هر چه دانش‌آموز براي درك مطلبي به بحث بنشيند و يادگيري در لايه‌هاي بالاتر حيطه شناختي بلوم اتفاق افتد ، آنگاهيادگيري تا عمق جان آنها نفوذ پيدا مي‌كند  نه تنها به سادگي از بين نمي‌رود بلكه در زندگي مي‌تواند از آن استفاده كند و از آنها در  موقعيتهاي جديدي زندگي بهره بگيرد.  يادگيري كه بدون زحمت و سطحي بدست آيد به زودي نيز از بين مي‌رود و فراموش مي‌شود . هر چه يادگيري عميق تر و دقيق تر صورت پذيرد ، لذت يادگيري نيز افزايش مي‌يابد و به راحتي نيز فراموش نمي‌شود .  در يادگيري به روش فعال زمينه‌اي در كلاس در ايجاد مي‌شود تا دانش‌آموز مسائل مورد نظر را از منظر ديگر دوستان خود ببينند و با نظرات و ديدگاههاي ديگران آشنا شوند نه اينكه تنها از ديد خود به مسئله نگاه كنند كه اين امر مسلماً منجر به رشد تفكر خلاق آنها مي‌شود. خلاصه نتايج :نتايج اين پژوهش با تحقيقات قبلي هماهنگ است و اهميت استفاده از روش‌هاي فعال را نشان مي‌دهد عدم توجه و عدم بكارگيري اين روش تا جايي پيش مي‌رود كه وضعيت برنامه‌هاي درسي با روشهاي تدريس ، عملكرد و نحوه پيشرفت تحصيلي دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزان كشور ما در سطح ابتدائي و راهنمائي در درس علوم و رياضي در مقايسه با 40 كشور در جهان در مطالعات در وضعيت نا مطلوبي قرار داده است ( كيامنش ، 1377 ). نتايج اين مطالعات بين‌المللي  نشان مي‌دهد كه توانايي دانش‌آموزان كشور ما در سطوح بالاي يادگيري و به ويژه مهارتهاي عملكردي و فرايندي در مقايسه با دانش‌آموزان كشورهاي ديگر بسيار كمتر است از انجا كه محتوي برنامه ‌هاي درسي ما در اين دو درس با ديگر كشور‌ها يكسان است ، اين ضعف بيشتر از روشهاي نامناسب آموزش و يادگيري ناشي مي شود كه عملاً دانش‌اموزان را به سوي يادگيري ‌هاي حافظه‌اي سوق مي‌دهد . لذا اكنون ضرورت استفاده و بكارگيري روشهاي فعال تدريس بيش از پيش احساس مي‌شود . در اين روشها بر راه يادگيري و مهارتها چگونه آموختن بيش از انتقال حقايق و دانش‌ها تأكيد مي‌شود .  در عين حال ، سعي بر اين است كه ياگيرنده از طريق درگير شدن در فعاليتها و تجربيات متنوع يادگيري به مجموعه‌اي از دانش‌ها ، مهارت و نگرشها دست يابد كه خود در شكل گيري و توليد ‌آنها سهم داشته است .  مهمترين ويژگي اين روشها كمك به ايجاد و توسعه مهارتهاي تفكر و يادگيري در دانش‌آموزان است كه مشكل آموزشي كشور ما است به نظر مي‌رسد تا حدود زيادي اين مشكلات از طريق تدريس بر روش فعال قابل رفع است .   مهارتهاي كه از اين طريق حاصل مي‌شوند ، بعنوان مهارتهاي يادگيري مستمر و مادام العمر ، هميشگي وياپدار به موارد مشابه تعميم مي‌يابند و در يادگير‌هاي بعدي مورد استفاده قرار مي‌گيرد در اين روشها معلم در نقش يك راهنما و تسهيل كننده امر يادگيري ظاهر مي‌شود او به دانش‌آموزان خود كمك مي‌كند تا به مرور به يادگيري خود راهبر و خود ارزشيابي كننده مبدل شود .  ويژگي ديگر اين روش‌ها آن است كه باعث مي‌شود دانش‌آموزان در كنار كسب دانش‌ها و مهارتهاي يادگيري به مرور نسبت به علم و علم آموزي نگرشهاي مثبتي پيدا كنند . نگرشهايي چون كنجكاوي بودن ، داشتن تفكر ، منطقي و باز بودن بينش و تفكر آنان براي پذيرش عقايد مدلل و يافته‌اهي علمي‌ ، رشد مي‌يابد كه عملاً به دانش‌آموزان فرصت مي‌دهد تا هر چه بيشتر در مسير علم آموزي و دريافت بينش علمي‌ گام بردارند .  به هر حال اگر روشهاي فعال تدريس با همه شرايط صحيح آن انجام شود منجر به پيشرفت تحصيلي ، معنا دار شدن يادگيري و نفوذ مطالب كشف شده در عميق ترين سوح يادگيري مي‌شود و نهايتاُ باعث رشد توانايي‌هاي بالقوه دانش‌آموزان مي‌شود . موفق بودن اين روشها مستلزم فراهم بودن شرايط خاصي است كه به شرح ذيل مي‌باشد  . ( شرايط اجراي موفقيت آميز روشهاي فعال تدريس  1 -   توسعه فرهنگ استفاده از روشهاي فعال تدريس در بين معلمين ، مديران مدارس ، مسئولين اداره اولياء دانش‌‌‌‌‌‌آموزان و فرزتدانشان تا فرهنگ استفاده از اين روشهاي بين همه گروه‌هاي مذكور توسعه نيابد امكان دست يابي موفقيت آميز به اين روشها محدود است . زيرا ممكن است مديران بعضاً چنين معلماني را بي مسئوليت و بي تلاش انگارند و معاونين مدارس چنين كلاسهايي را شلوغ و بي انضباط معرف نمايند و همكار ديگر آن معلم ، او را در كلاس داري ناموفق بداند و مسئولين اداره نيز به تبع گزارشات مدير ، كلاس معلم را شلوغ و او را نا كارآمد بدانند و والدين دانش‌آموزان معلم را كه عهده فعاليت را به دانش‌آموزان محول نموه و خودش نقش راهنما را به عهده دارد معلمي بي تلاش و وقت تلف كن  در  در اين صورت معلمي كه با همه علاقه تلاش مي كند تا از طريق تدريس فعال ، يادگيري را تا عمق جان بچه‌ها نفوذ دهد ، با فشارهاي گروهاي مختلف روبرو شده و دلزده مي‌شود و حرارت و شور و شوق او به سردي مي گرايد .2-   داشتن روحيه ابتكار و خلاقيت براي معلمين ، آنها را در پذيرفتن اين روشها كمك مي‌نمايد و امكان موفقيت آنها را در بكارگيري اين روشها بالا مي‌برد . « محدوديت‌هاي بكارگيري روشهاي تدريس فعال » 1-  عدم فهم مشترك معلمي نسبت به اين روش لذا به نظر مي‌رسد كه اجراي همايش‌هاي منطقه‌اي و برگذاري ضمن خدمت كه روشهاي فعال تدريس را به شكل غير فعال و سنتي تدريس نمايند . 2-   عدم سعه صدر معلم و يا عدم شخصيت مشاركتي او در ايجاد مديريت مشاركت جويانه در اين روشها  امكان موفقيت را كاهش مي‌دهد . معلمي كه به شكل سنتي عادت كرده تنها متكلم وحده باشد و اجازه بحث را به گروهها ندهد به سادگي نمي‌تواند در بكارگيري اين روشها موفق شود . 3-   بد ارائه نمودن روشهاي فعال باعث نتيجه نگرفتن از آن مي‌شود و نهايتاً به دل سردي مي‌گرايد . 4-    مشغله فكري معلمان و عدم رضايت شغلي آنان امكان بكارگيري آنها از روشهاي فعال تدريس را كم مي‌كند .  5-  ازدياد جمعيت كلاس مي‌تواند از توفيق در اين روشها بكاهد . 6-  كوچك بودن محيط كلاس و عدم تناسب موقعيت فيزيكي كلاس  ( نور - صندلي و … ) مانعي براي اين روشها محسوب مي‌شود .  7-  حجم زياد كتب مانع استفاده از اين روشها مي‌شود ؛ زيرا تدريس به روش فعال به عمق يادگيري مي‌افزايد اما از كميته تا حدي مي‌كاهد . 8-   ارزشيابي‌هاي نهايي كه تاكيد بر محفوضات دارد و اهميت كمتري به

مهارتهاي يادگيري مي‌دهد معلم را در بكارگيري اين روشها سست مي‌كند .

 1 - پيشنهاد‌هاي عملي جهت كاربست يافته‌ها : با توجه به اينكه نقش روشهاي فعال در پيشبرد اهداف آموزشي در اين پژوهش و تحقيقات پيشين مشخص گرديد به نظر مي رسد همه صاحب نظران ، انديشمندان اين  رشته در چگونگي توفيق يافتن در استفاده از اين روش تدريس دروس گوناگون اهتمام ورزند

 2 - آموزش و پرورش در ايجاد فضائي مناسب جهت بكارگيري اين روشها سعي و تلاش نمايد .

 3 -   معلمان با به كارگيري اين روش ، اهتمام در رشد همه جانبه دانش‌اموزان داشته باشند تا آنها علاوه بر يادگيري عميق در زمينه مهارت اجتماعي و ارتباطي رشد نمايند . 4-   مراكز مشاوره ، يادگيري روش فعال در گروهاي كلاسي را يك نوع روان درماني بدانند در اين روشها مي‌توان به درماني روحي ، اخلاقي ، خود يابي ، رشد عزت نفس ، توسعه سعه صدر ، كسب روحيه انتقاد پذيري ، رشد اجتماعي و عاطفي پرداخت . همانطور كه در روان درماني ، روانشناسي به بيمار كمك مي‌كند تا مشكلات خودش را بشناسد و به چگونگي رفع آن مشكل  کمک کند ،در تدريس نيز دانش‌آموز خودش مطالب را در گروه فرا مي‌گيرد و معلم تنها نقش راهنما را دارد تا افراد درقالب گروها به هدفهاي آموزش نزديك شوند.

     5 -بر گذازي همايش‌هاي منطقه‌اي و برگذاري دوره‌هاي ضمن خدمت كارآمد و برگذاري كارگاهاي عملي در اين زمينه مي‌تواند رهگشا باشد . 6-  مناسب بودن فضاي كلاس از بعد اندازه ، نور ، صندليها و …     توجه بيشتر به ارزشيابهايي كه اهميت بالاتري براي يادگيرهاي مهارتي قائل است . 8-  متناسب بودن حجم كتابها به بكارگيري اين روشها ، حجم زياد كتب امكان بهره وري بيشتر از روش‌هارا كاهي مي‌دهد . 9-  به مراكز آموزش و نيروي انساني توصيه مي‌شود حتي المقدور همه دوره‌هاي ضمن خدمت را به روشهاي فعال از طريق تدريس مدرسان مجرب آغاز نمايد . 10به ادارات آموزش و پرورش توصيه مي‌شود جهت ايجاد ترغيب معلمان به استفاده از روشهاي فعال از طريق تدريس مدرسان مجرب آغاز نمايد . 11-  مديران و مسئولين آموزش و پرورش مواد و وسابل آموزش و لوازم آزمايشي كه براي تدريس به روش فعال با مشاركت فعال دانش‌آموزان مورد نياز است را تهيه نمايند . « با توجه به نقش بسيار اساسي معلمان در به كارگيري موفقيت آميز اين روشها توصيه هاي زير به معلمان گرامي ارائه مي‌گردد »  فرصتهاي مناسبي را براي فعاليتهاي علمي و تجربه كردن در مقابل طرح مسئله و مواجه ساختن دانش‌آموزان ، موقعيت‌هاي نا معين در اختيار دانش‌اموزان قرار دهيد . زيرا آنها با عمل كردن تجربه كردن و فكر كردن درباره آنچه انجام داده‌اند ، بهتر ياد ميگيرند و شما بايد زمينه اين فعاليتها را در كلاس درس فراهم كنيد . شما در جريان يادهي – يادگيري نقش سازمان دهنده ، جهت دهنده راهنمائي كننده را بر عهده داريد شما تسهيل كننده يادگيري به سوي اهداف آموزشي هستيد نه اينكه شما بگوئيد و آنها بشنوند  ارزشيابي تكويني و مداوم از فرآيند‌هاي ياددهي-  يادگيري و پيشرفت يادگيري دانش‌آموزان در هر مرحله از روش فعال بايد مورد توجه شما باشد و بهتر است لحظه به لحظه بر كيفيت يادگيري نظارت داشته باشيد.صحبت موفقيت تحصيلي دانش‌آموزان به طرح پرسشهاي فزاينده ، چالش برانگيز ، تشويق و ترغيب آنها به فكر كردن ، درگير دانش‌آموزان در بحث و مجادله فكري و پافشاري بر جستجوي راه حل بپردازيد. ،دلایل افت تحصیلی چیست،چرا دانش آموزان افت تحصیلی پیدا می کنند،روشهای کاهش افت تحصیلی،روشهای ایجاد انگیزه در دانش آموزان،راههای پیشرفت درسی دانش آموزان، چرا دانش آموز علاقه ای به درس ندارد،چگونه دانش آموزان را به درس علاقمند کینم،مقاله در مورد افت تحصیلی،نقش بازیهای آموزشی در رغبت به درس،چه عواملی بر افت تحصیلی موثرند، افت تحصیلی و روشهای ایجاد انگیزه درسی در دانش آموزان: بر روی تاثیر این جمله در دانش آموزان ، مقداری تامل کنیم ؛ "ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم ، اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود" ...این جمله مشهور را در یکی دو  دهه پیش برخی ها در کلاس عنوان می کردند...منظور از افت تحصیلی چیست؟ افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی  در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.عوامل موثر بر افت تحصیلی: ۱.   عوامل مربوط به خود دانش آموز الف:  عوامل فیزیولوژیکی و جسمی مانند ضعف بینایی و شنوایی و غیره ب:  عوامل ذهنی و روانی مانند میزان هوش و قدرت حافظه و سلامت روانی جنداشتن هدف واقعی و عینی و روشن از تحصیل د:دم انگیزش درونی برای تحصیل و مطالعه ه: نداشتن اعتماد به نفس کافی و:  ضعف اراده در تصمیم گیری های تحصیلی و مطالعه و اجرای تصمیمات ز:  عدم برنامه ریزی دقیق از لحاظ زمان و میزان مطالعه روزانه  طنداشتن روش مطالعه مناسب برای دروس مختلف · ظ:  مهارت های مطالعه نادرست (مهارت های درست مطالعه در آخر این بحث ذکر  می گردد)عوامل مربوط به خانواده: الفاختلاف خانوادگی و خانواده آشفته ، طلاق فیزیکی یا روانی والدین ، وجود  نا مادری یا نا پدری و غیره ب: اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازی با والدین و اعتراض به جو خانواده ج: وابسته و متکی نمودن فرزندان به والدین در امور درسی و تکالیف منزل از دوران ابتدایی د: تحقیر ، سرزنش و مقایسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتیجه پایین آوردن اعتماد به نفس و خود پنداری آنان ه: تغییرات منفی در خانواده مانند ورشکستگی سیاسی و اقتصادی و اعتیاد و غیره ز: تغییر در جهت ارتقای سریع و غیر مترقبه سطح اقتصادی یا اجتماعی خانواده و از خود باختگی و غافلگیر شدن فرزندان و انواع انحرافات.۳ . عوامل مربوط به مدرس: الف: گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخی های نابجا در کلاس درس ب: رفتارهای نا مناسب عوامل اجرایی مدرسه مانند مدیر ، معاونین ، دبیران و مشاوران ج:جو عمومی حاکم بر مدرسه از لحاظ درسی مانند سخت گیری بیش از حد آموزگار ان در دادن نمره به خاطر بالا فرض کردن سطح علمی مدرسه یا همرنگ شدن دانش آموز با سایر دانش آموزان ضعیف با فرض اینکه همه دانش آموزان مدرسه ضعیف هستند.عوامل مربوط به اجتماع: دوستان نا باب استفاده نادرست از کلوپ های ورزشی ، بدن سازی ، بیلیارد و غیره  استفاده نادرست از کافی نت ها و گیم نت ها گذراندن وقت زیاد در خیابان ها و خارج از منزلمهارت های صحیح مطالعهمطالعه با فاصله: مطالعه بی وقفه و مستمر موجب خستگی و بیزاری از مطالعه می شود؛ روش درست ، مطالعه ی با فاصله و استراحت در میان دو وعده مطالعه میباشد. مورد زیر الگوی مناسبی است ‍‍» 90 دقیقه مطالعه و 15 دقیقه استراحت ، 75 دقیقه مطالعه و 30 دقیقه استراحت ، 60 دقیقه مطالعه و 45 دقیقه استراحت ، 45 دقیقه مطالعه و استراحت نسبی زیاد و انجام سایر امور روزانه » یادتان باشد به هر میزان که میزان مطالعه در یک روز افزایش می یابد خستگی زیاد شده و به دقایق استراحت زیادتری نیاز دارید و مدت زمان مطالعه مرحله بعدی باید کاهش یابد.  عدم مطالعه در کنار وسایل صوتی و تصویری روشن لب خوانی به جای بلند خوانی  مطالعه در حالت نشسته و آرامش به جای حالت حرکت و قدم زدن  مطالعه به موقع و بیدار نماندن در شب برای حضور مناسب در کلاس یا جلسه امتحان روز بعد  مطالعه نکردن در موقع خستگی  عدم مطالعه طوطی وار (بدون درک و تلخیص و طبقه بندی) مطالعه نکردن با حالت افسردگی  شروع مطالعه از مطالب آسان به مشکل  مطالعه نکردن در حالت نگرانی و اضطراب  :افت تحصيلي يکي از موضوعاتي است که شايد همه دانش آموزان در طول سالهاي تحصيل خود با آن دست و پنجه نرم کرده باشند.  گاهي اوقات افت تحصيلي از عوامل دروني نشات مي گيرد و گاهي نيز عوامل محيطي دارد. اقتصاد بيمار ، تدريس بد ، وابستگي به کمکهاي آموزشي خارج از مدرسه ، بيماري ، سرخوردگي هاي اجتماعي و خانوادگي و... از جمله عواملي هستند که هر کدام در افت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارند. يکي از دلايل عمده افت تحصيلي مخصوصا در دانش آموزان دوران دبستان وابستگي آنها به والدين است. مثلا وابستگي اي که در دوران ابتدايي بين والدين و فرزندان شکل مي گيرد و وقتي آن نيروي کمکي به هر شکلي يا علتي نتواند ديگر به آنها کمک کند آن وقت زمينه افت تحصيلي در فرزند شما به وجود مي آيد. از آنجا که وابستگي به مرور زمان شکل مي گيرد قطع وابستگي نيز بايد در طول زمان صورت بگيرد. کودک شما بايد روزي روي پاي خود بايستد و بتواند تکاليفش را به تنهايي انجام دهد ، ولي عادت دادن او به اين که هميشه کسي ، دوستي يا قوم و خويشي است که در دروس مدرسه به آنها کمک کند اين تفکر که هميشه کسي براي تکيه کردن وجود دارد را در ذهن او تقويت مي کند و سرانجام با از بين رفتن اين تکيه گاه تحصيلي نشانه هاي افت تحصيلي در کارنامه فرزند دانش آموز شما جلب توجه مي کند. اين به اين معني نيست که اصلا به دانش آموزان خود کمک نکنيد بلکه هدف شما از کمک بايد اين باشد که او را در شرايطي قرار دهيد که اگر ضعفي دارد روي پاهاي خود بايستد. البته اگر شما به طور ناخواسته کودک تان را به خود وابسته کرده باشيد با اولين تلاش نمي توانيد شرايط لازم را براي داشتن استقلال تحصيلي در او به وجود بياوريد و حتي ممکن است قطع کمکهاي آموزشي شما سبب افت تحصيلي موقت فرزند دانش آموزتان شود، ولي اين دوره مدت زيادي به طول نخواهد انجاميد ؛ البته شما بايد زمان مناسبي را براي قطع کمکهاي آموزشي خود انتخاب کنيد. براي مثال در جريان امتحانات نبايد يکدفعه پشت فرزند خود را خالي کنيد. بهترين زمان براي اين کار وقتي است که امتحانات جدي در پيش روي فرزند دانش آموز شما وجود ندارد. اگر والدين ، فرزندان خود را به جاي يادگيري در مدرسه به يادگيري در محيط خانه وابسته کنند براي هميشه معلول يک علت بزرگ باقي خواهند ماند. مشکلات خانوادگي: دعواهاي خانوادگي زن و شوهر و تداوم آنها يکي از عواملي است که بشدت سبب تضعيف روحيه و افت تحصيلي دانش آموزان مي شود. از آنجايي که کودکان در چنين لحظاتي زود انرژي و توان خود را از دست مي دهند و نمي توانند همزمان با تحصيل بار مشکلات خانوادگي را نيز به دوش بکشند خسته و ناتوان مي شوند و اولين آثار خستگي روحي آنها را مي توان در کيفيت نمرات درسي آنها مشاهده کرد. والدين نبايد در چنين شرايطي از فرزند دانش آموز خود توقع نمرات خوب داشته باشند و به او بگويند اين دعواها ربطي به تو ندارد. چنين چيزي غير ممکن است زيرا فرزندان جزيي از محيط خانواده هستند و هر چيزي چه مثبت چه منفي تاثيرات زيادي روي آنها در محيط خانواده خواهد داشت. اين وظيفه والدين است که مراقب روحيه فرزندان دانش آموز خود باشند تا مانع از فرورفتگي شخصيتي آنها شوند و به اين ترتيب راه را بر هر نوع زمينه اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان: گاهي اوقات يکي از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان معلمها هستند. گاهي ديده شده تعدادي از معلمان بعضي اوقات در سر کلاس درس شروع به شکايت از وضع مادي خود مي کنند و ناخواسته اين پيغام را براي دانش آموزان مي فرستند که تحصيل در شرايط امروز جامعه فايده اي ندارد و کساني که در جستجوي وضع مادي بهتري مي گردند بايد آينده بهتر را در بازار کار جستجو کنند. بايد به خاطر داشت که اين تبليغات سوئ دانش آموزان را منحرف مي کند و همين انحراف از تحصيل زمينه ساز افت تحصيلي آنها مي شوداعتماد به نفس دانش آموز خود را تقويت کنيدکمبود اعتماد به نفس در دانش آموزان يکي از عواملي است که دانش آموزان را از تلاش و خودباوري باز مي دارد و سبب افت تحصيلي شديد آنها مي شود. والدين بايد به دانش آموزان خود کمک کنند تا خودشان را باور کنند و بتوانند خلاقيت هاي تحصيلي خودشان را بروز دهند. ترس از رفوزه شدن يا گرفتن نمرات بد در امتحانات آخر سال يکي از عوامل خطرناکي است که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود. ترس از شکست ، انرژي دانش آموزان را ضعيف مي کند و آنها را به عقب هل مي دهد. مي شود با صحبت کردن و تعريف خاطراتي از دوراني که خودتان نيز دانش آموز بوديد ترس آنها را از امتحانات کاهش دهيد. بعضي از دانش آموزان خيلي زودرنج هستند و به همين علت زود به مرز افسردگي مي رسند. والدين بايد به آنها راه مبارزه با مشکلات را بياموزند. بايد به فرزند دانش آموز خود بياموزيد تمام مشکلاتي که بر سر هر انساني مي آيد به خاطر اين است که آنها نتوانند خوب پيشرفت کنند و مشکلات نيز همين را مي خواهند. به فرزند دانش آموز خود بياموزيد که مقاومت و استقامت را در خود تقويت کند. البته والدين خود بايد الگوي مناسبي براي فرزندان باشند. هر گام موثري که شما در راه تقويت اعتماد به نفس فرزندتان بر مي داريد زمينه سازي براي پيروزي هاي تحصيلي آينده آنها خواهد شد. مثلا وقتي معلمي به جاي تقويت انگيزه دانش آموزان براي ادامه تحصيل و کسب نمرات بهتر به آنها مي گويد که پول در بازار ريخته و با گفتن اين که ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم يا اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود اين گونه افکار را در سر کلاس درس مطرح مي کنند و مقام معلم را پايين مي آورند ، همين پيام در ذهن دانش آموزان تاثير مي گذارد و سبب انحراف ذهني آنها مي شود. به همين ترتيب والدين نيز در افت تحصيلي خيلي نقش دارند. يک حرف مي تواند سرنوشت دانش آموزي را عوض کند و سبب دلسردي او از ادامه جدي تحصيلات شود. بايد مراقب اظهاراتي که در حضور دانش آموزان درخصوص آينده و فارغ التحصيل شدن مي شود بود. بعضي از والدين ناخواسته اين طرز فکر را در ذهن فرزندان خود به وجود مي آورند که درس خواندن به بيراهه رفتن است. به خاطر داشته باشيد از آنجا که فرزندان شما در سن کم تجربگي هستند و از اظهارات اطرافيان نزديک خود الگوبرداري مي کنند نبايد در حضور آنها چيزهايي را بيان کرد که تاثيرات منفي بر آنها داشته باشد. دوستان ناباب: يکي از عوامل ديگر که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود معاشرت با افراد ناباب است. فراموش نکنيد که دوستان در سرنوشت فرزندان شما نقش خيلي موثري دارند. بکوشيد به طور غير مستقيم کنترلي روي دوستان فرزندان خود داشته باشيد و مراقب ارتباطهايي که آنها با ديگران در خارج از محيط خانواده برقرار مي کنند باشيد. در مدرسه دانش آموزان زيادي با افکار و شخصيت هاي متفاوت وجود دارند که همگي آنها مي توانند تاثيرات مثبت و گاه نامطلوبي روي فرزند شما داشته باشند. طبيعتا شما هميشه نمي توانيد همراه فرزند خود باشيد ، ولي مي توانيد به او بياموزيد هر کسي را به دوستي قبول نکند. بکوشيد علاوه بر داشتن شناختي از دوستان نزديک فرزندان خود شناختي نيز از خانواده آنها داشته باشيد. غذا و بيماري: بيماري مي تواند در افت تحصيلي دانش آموزان نقش داشته باشد. والدين همواره بايد مراقب جسم و روح فرزندان خود باشند و به تغذيه آنها در طول سالهاي تحصيل بخصوص هنگام امتحانات اهميت ويژه اي قائل شوند. دانش آموزان بايد غذاي مناسبي ميل کنند تا انرژي مورد نياز براي يادگيري در سر کلاس درس را داشته باشند. دانش آموزاني که غذاي کافي نمي خورند همواره در سر کلاس درس خسته ، افسرده و زودرنج هستند و چيزي ياد نمي گيرند.  کشش به سوي غير همجنس:خيلي از دانش آموزان در فاصله سالهاي راهنمايي - دبيرستان دل به عشقهاي زودرسي مي دهند که سبب انحراف فعاليت هاي ذهني آنها از مطالب درسي به احساسات زودگذر مي شود. در چنين شرايطي دانش آموزان به جاي صرف انرژي خود براي مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل مي دهند و تمام تلاش خود را براي جلب توجه طرف مذکور متمرکز مي کنند و از مسير اصلي منحرف مي شوند. بايد دانست کمبود عاطفه در دانش آموزان به سرعت خود را نشان مي دهد. والدين مي توانند براي بازگشت مجدد فرزند دانش آموز خود به مسير اصلي زندگي نقش موثري در اين خصوص ايفا کنند. ارتباط برقرار کردن با غيرهمجنس در طول تحصيل در سال هاي آخر دبيرستان که سالهاي سرنوشت سازي در آينده دانش آموزان هستند سبب تغيير هدف و علاقه مي شود. به دانش آموزان خود بياموزيد که دوست داشتن درس و نه دوست داشتن ديگران آنها را به پيروزي مي رساند. دانش آموزاني که از درس راهي براي رسيدن به هدف نساخته اند انگيزه هم براي پيروزي ندارند.  تكليف خانه:تكليف دانش آموزان در منزل فعاليتي هدفدار، تكنيكي و وسيله اي در خدمت يادگيري است لذا نبايد آنرا به منزله وسيله اي جهت پر كردن اوقات فارغت دانش آموزان و يا سرگرم كردن آنان تلقي نمود. تكليف بايد با تواناييها و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد. مدت تكليف بايد متناسب باشد با مدت زماني كه لازم است دانش آموز در منزل صرف امور درسي كند. ولي گهگاه اين تناسب رعايت نمي شود. و تكاليف سنگين بر دانش آموزان تحميل مي شود كه موجب خستگي و دلسردي مي شود.  «كرزيك (1966) در يكي از مطا لعاتش از محصلين علل بي ميلي شان به انجام تكاليف را جويا شد. آنان عمدتاً اين سه مورد را ابراز داشتند: مزاحمتهاي درون خانه _ عدم جذابيت تكاليف _ تماشاي تلويزيون _ آموزگاران نيز مهمترين علل را به ترتيب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زياد بودن تكاليف و عدم رسيدگي و كنترل اولياء ذكر كرده اند. » معلم بايد در خصوص زماني كه هر دانش آموز براي انجام تكليف صرف مي كند و نيز از علاقه پشتكار، استعداد، سرعت عمل، و... اطلاعات كافي داشته و بر اين اساس براي دانش آموز تكليف تعيين كند. و گاه نيز دانش آموز به دلخواه خود از بين آنها، تكليف براي خود انتخاب كند. محتواي كتب درسي:از عوامل مهم و تعيين كننده در افت يا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كتابهاي درسي است كه به دانش آموزان ارائه مي شود. اين مسئله از دو جهت در نظام آموزشي حائز اهميت است. اول آنكه: ارزشيابي تحصيلي و استخدامي، تعيين صلاحيت علمي افراد و نيز ملاك ورود به دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي، و... بر محور كتابهاي درسي و فهم محتواي آن استوار است. دوم اينكه: اگر بگوييم كتب درسي تنها وسيله آموزشي است كه در اختيار معلمين قرار مي گيرد، سخني به گزاف نگفته ايم. اكنون اين سئوال به جاست كه آيا تنه هدف نظام تعليم و تربيت انتقال محتواي كتب درسي به دانش آموزان است؟ آيا انتظار جامعه، از نظام آموزشي تنها انباشته كردن اصطلاحات و مفاهيم موجود در كتب درسي است در ذهن دانش آموزان يا نه آنچه مهم است، تربيت صحيح و اسلامي دانش آموزان است. يعني ايجاد جو و محيطي مطلوب در مدرسه براي رشد و پرورش استعداد هاي نهفته و شكوفا كردن قوه ابتكار و خلاقيت، آموزش آداب و ارزشهاي اسلامي به دانش آموز است تا با آمادگي قبلي كافي افرادي سازنده براي جامعه تربيت شوند.«آنچه بايد در هر نظام تعليم و تربيت و ملحوظ باشد، تربيت شهروندان سازگار، ساختن و پرداختن شخصيتهاي سالم، انتقال علوم و معارفي است كه ابعاد وجود مختلف جهان هستي را مي شناساند. » 2پر واضح است كه انتقال علوم و معارف تنها نقش ابزار و مقدمه دارند نه هدف. لكن متأسفانه آنچه در نظام آموزشي ما به عنوان هدف اصلي قلمداد مي شود تنها انتقال دانش و معارف موجود در كتابهاست!   این نگرش که ؛ بیش از اندازه فعالیت می کند و کسی قدرش را نمی داند.

منبع:روزنامه جام جم  

 

 

با آرزوی  زندگی آرام وپربار برای همکاران عزیز

یزدانی